آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان مطالب و ديدني هاي روز مطالب زيبا
مردی پسر تنبلی داشت که از زیر کار درمیرفت و همه چیز را به شوخی میگرفت. روزی او را نزد حکیم آورد و گفت: "از شما میخواهم به این پسر من چیزی بگویید که دست از این تنبلی و بیتفاوتیاش بردارد و مثل بقیه بچههای این مدرسه به دنیای واقعیت و کار و تلاش برگردد."." ادامه مطلب ... شنبه 6 اسفند 1390برچسب:تنبل, :: 12:36 :: نويسنده : س.برج خانلو
![]() ![]() |